محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
151
اكسير اعظم ( فارسى )
صحت بخشد . و گويند كه در مرضى كه كهنه گردد هيچ تدبيرى سردى فزا هرگز استعمال نبايد كرد و خصوصا در سرفه مزمنه و آنچه در اين باب آزمودهاند چهار چيزست يكى خون گرفتن و نفس را گرم داشتن خصوصا در سحرگاه كه بيدار شوند سر و روى را از هوا نگاه داشتن و سخن نكردن و دم را بمقدر فرو گرفتن و بآهستگى گذاشتن و هر يكى يا صمغ عربى يا كرنگبين در دهن داشتن و آب آن فرو بردن و بر رو خفتن دوم خواب كردن به شرطى كه بمنومات واقع شود تا منع ريختن مواد در خواب بر شش نيز كند سوم استعمال مسكنات و مجففات اخلاط است چون بر شعثا و مزيد عمر و حافظ به صحت و امثال آن و با آنها طعامهاى نرم لزج و شيرين و چرب چون هريسه به اندك شكر سرخ و پايچه كه قند بر آن سوده پاشيده باشند چنگال خرما و كافى شكرى يا عسلى و نان و حلواى بادام و نام و فرنى به روغن بادام و زير بريانى كم نمك و مانند آن چهارم استعمال ادويه مقوى ريه بالخاصيت چون شش گورخر و روباه و گوشت راسو و مشك پران و خار پشت در سايه خشك ساخته سه ماشه يا زياده با نبات برابر خورانيدن و يا با زردى بيضه مرغ وقت صبح به جاى غذا دادن و چشم گوسفند و حبه سفيد آن با نبات نيز به غايت نافع است و همچنين زرده بيضه مرغ با مريكى . و گويند كه در ميان هر دو كتف تا آنجا كه دست مريض بر قفا برسد بر همانجا سه چهار با زياده به قدر احتمال قوت زلو چسبانيدن همه انواع سرفه كهنه را مفيد است كذا فى الحبطى و سرفه كه از يك پاس على الاتصال باشد در ميان هر دو شانه تا سرين يك هزار شاخ حجامت بلافاصله كشيدن و همچنين بر هر دو ساق سرفه را ساكن مىكند . علاج سرفه نزلى حار اگر از نزله حار رقيق عارض گردد تدبيرى كه بهر نزله حار در بحث زكام و ربو مسطور شد به عمل آورند و مبادرت به علاج اين زياده كنند كه اكثر منتقل بسل ميگردد و شربت خشخاش و دياقوذا و غراغره حبوب و لعوقات مانع نزله استعمال نمايند و گاهى در اين مركبات افيون داخل ميكنند و افيون تنها كثير المنفعت است و كذلك با بزر البنج و تخم خشخاش و كاهو و لعوق خشخاش نيز حابس نزله حار است و گاهى بهر اماله ماده قصد قيفال ميكنند و گاهى براى تسكين و نضج العبه مثل لعاب بهدانه و اسپغول بشربت بنفشه و نيلوفر و مانند آن استعمال مينمايند و گاهى در آن زياده كرده مىشود و شيره مغز تخم كدو و مغز تخم تربوز و تخم كاهو و گاهى مثل بهدانه و عناب و سپستان جوش داده با شربه مذكور ميدهند و گاهى در آن شيره حبوب مذكوره داخل ميكنند و گاهى اصل السوس تنها يا مع گل نيلوفر و بنفشه و خطمى و خبازى و گاو زبان و مانند آن مىافزايند و گاهى به اين مطبوخ و يا قوذايا خميره خشخاش ميدهند و براى اسهال فلوس خيارشنبره روغن بادام و ترنجبين و شيرخشت حسب حاجت در مطبوخ مذكور زياده مىكنند و عند حرقت بيقروطى و العبه مناسبه بر سينه طلا نمايند و غذا مزوره ماش بمغز بادام و اسفاناخ بدهند . و ايضا تخم خطمى خبازى هر يك پنج ماشه و عناب هفت دانه سپستان بست دانه جوشانيده شربت عناب با شربت خشخاش دو توله داخل كرده دهند و يا شيره عناب شيره اصل السوس شيره خشخاش نبات بدهند دياقوذا شش ماشه صمغ عربى كتيرا هر يك نيمه ماشه سوده بهم آميخته بخورند بالايش سپستان گاو زبان اصل السوس مقشر كوفته بهدانه گل بنفشه جوشانيده شربت اعجاز حل كرده دهند و لعوق شمردن و حب نزله و حب زعفران و حب نشاط و حب سعال و حسوى سرخ و سفوف سرخ و سفوف خشخاش و قرص آن و شربت فريادرس و لعوق سپستان حسب حاجت استعمال نمايند و گاهى در سرفه خشك نزلى و تپ اين دوا ميدهند كه تخم خشخاش صمغ عربى كتيرا كوكنار مغز بهدانه مغز بادام هر يك دو ماشه سپستان دو دانه مغز تخم هندوانه دو ماشه نبات سفيد شش ماسه كوفته بيخته به لعاب بهدانه حبها سازند و در دهن نگهدارند و تخم خشخاش چهار ماشه كوكنار پنج ماشه تخم كاهو پنج ماشه عناب چهار دانه سپستان نه دانه گوند كتيرا هر واحد يك ماشه مغز بادام پنج دانه در سه پاو آب بجوشانند تا سوم حصه جذب شود غرغره نمايند از صمغ عربى كتيرا افيون شكرتيغال هر يك يك مثقال زعفران نيم مثقال شكر سفيد پنج توله به دستور معو و لعوق نياز سازند . بالجمله در سركه نزلى حاركه با تپ باشد شيرجات و لعابات صرف يا بالقوع يا به مطبوخ براى تسكين حرارت و هيجان تپ تا سوم روز نهايت پنجم روز ميدهند و چون اعراض تپ و نزله و سكون يابد نقوع يا مطبوخ مناسب وقت بايد و او . و اگر تسكين هم منظور باشد طبيخ با شيرجات دهند و غلبه هركرا باشد رعايت آن زياده كنند مثلا در ابتدا لعاب بهدانه شيره اصل السوس شيره تخم كاهو شربت بنفشه خكشى ميدهند پس گاهى شيره مغز تخم كدو و گاهى شيره مغز تخم تربوز و شيره عناب و شربت خشخاش به جاى شربت بنفشه و گاهى عوض كاهو